♥ღஜچهار کله پوک خوشگل♥ღஜ

خنده تلخ من از گریه غم انگیز تر است کارم از گریه گذشته است به آن میخندم

انسان های بی معرفت منظورم با شماهاستاااااااااااااا (پست ثابت)

 

 

حس نوشتن دارم و یک دنیا حرف

 

 

 

 

 

اما این بار واژه ها حقیرند برای بیان فریاد دلم

 

 

 

 

 

پس : سکوت خواهم کرد شاید وجدان تقدیرم به درد بیاید

 

 

 

 

 

فقط شنیدنی ترین و خواندنی ترینش آخرش است

 

 

 

 

 

وآخر نوشته من این شد :

 

 

 

 

 

زندگی مرا بارها و بارها درهم کوبید و می کوبد

 

 

 

 

 

اما صدای شکستنم را کسی نخواهد شنید

 

 

 

 

 

این منم

 

 

 << قهرمـــان خــودم>>

 

حال تو،مهم نیست نوشته های درهم و برهم مرا بخوانی یا نه!!!!

 

من برای دل خسته ام می نویسم؛

 

می خواهی بخوان....

 

می خواهی نخوان....

 

تصمیم با تو.....

 

 

G

+ نوشته شده در  شنبه ششم اردیبهشت 1393ساعت 22:12  توسط N2SHK  | 

اگه اولشو نمیخونی سعی کن خط آخرشو بخونی:

اگه اولشو نمیخونی سعی کن خط آخرشو بخونی:
.
.
.
.
.
.
.
*•.¸.•*بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ*•.¸.•*
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ۩۞ اللَّهُ الصَّمَدُ ۞لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ۞وَ لَمْ یَكُن لَّهُ كُفُوًا أَحَدٌ ۞
۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
*•.¸.•*بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ*•.¸.•*
۞ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ۞ مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ ۞وَ مِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ ۞وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ۞ وَ مِنْ شَرِّحَاسِدٍ إِذَا حَسَد 
۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞
*•.¸.•*بِسْمِ اللهِ الْرَّحْمَنِ الْرَّحِیمِ*•.¸.•*
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاس مَلِكِ النَّاس إِلَهِ النَّاس مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاس
۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞۩۩۞

بعضیا حاضرن هر چرتى رو بزارن تو پستاشو اما از نشر قرآن خجالت میکشن
خدایا هرکى کپى کرد رو عاقبت به خیر کن 
آمین

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 18:52  توسط N2SHK  | 

توقف ممنوع...

فقط برای خودم هستم " مـــن...! "

خودِ خودمـــــــــ ـ ـ ـ ...

نه  زیبایم و نه عروسکی و نه محتــــــاج نگاهی...!

برای تو که صورتــ ـــهای رنگ شده را می پرستـــی

نه سیرتــــــ آدمها را ،

هیــــــچ ندارمــــــ...

راهت را بگیر و برو....................

حوالی من٬ توقفـــ ممنـــــــــوع استـــ

 

G

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 19:9  توسط N2SHK  | 

هعی پاییز...

هي ...!

 

پاييـــــــــز...!

 

ابرهايت را زودتر بفرست...

 

شستن اين گرد غم

 

از دل من

 

چند پاييز

 

باران ميخواهد...


G

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 19:3  توسط N2SHK  | 

رفیق..

رفیق:!
منفی در منفی نمیشه مثبت,میشه کثافت…!!!
همین!

 

G

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مهر 1393ساعت 19:1  توسط N2SHK  | 

نقطه سر خط....

اینجا سر خط زندگی و سرنوشت منه جایی برای شروع دوباره نمیدونم تو این خطمم اشتباهی پیدا میشه یا نه؟!؟!؟اما میدونم اگه خودم شروعش نکنم یکی دیگه واسم مینویسه این بار میخوام سرخطم رو با خودش شروع کنم خدااااا چه اسمه اشنای غریبه ی چقدر کم میشناسمش ولی میدونم اگه باشه تا ته خط رو خودش برام راست و ریست میکنه،خوب باید بازم ادامه بدم این دفعه قرار نیست کم بیارم باید تمام تلاشم رو رو کنم این منم ندا ندایی که قراره نداش گوش خیلی ها رو کر کنه این دفعه نباید از هیچ نقطه ای استفاده کنم هیچ چیز نمیتونه پایان این سرخطم بشه باید ادامه اش بدم تا وقتی که هستم تا وقتی که تبدیل بشه به کتاب زندگیم کتابی که قرار بعدا خیلی ها چه عادلانه چه غیر عادلانه اون رو بخونند و قضاوت کنند....

 

سرخط زندگی من در حال شروع شدنه به نام خدا اغاز دنیا جدید ندا............

 

پی نوشت:بچه ها هرکی سرخط اول زندگیش رو بیاد بنویسه....

 

G

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم شهریور 1393ساعت 17:59  توسط N2SHK  | 

اصن یه وعضی:-]

دیشب جو خونه ی ما از استادیوم هم خراب تر بود

ست اول بازی والیبال:

مامانم:صلوات بفرست تا ببرند.........زمان استراحت دوم نه خیلی فشار روانی روشونه صلوات بفرستید تا ببرند..

(داداش میرزا سرویس میزند،)بابام:خاک تو سرت با این طرز کارت..                                                                                                                                           من:

خواهرم:

ست دوم:

مامانم:نه خیلی فشار روشونه،وای الان کواچ سکته میکنه،خطاب به داداش سعیدم:خوب 3-4تا از اون جاخالیات بنداز دیگهخطاب به داداش فرهادم:فرهاد جان افرین توپ رو بوس کن 2تا سرویس قشنگ بزن،زمان استراحت دوم :صلوات بفرستید که حداقل با اختلاف کم ببازیم..

بابام:نه تیم مقابلم قویه ولی خاک تو سرشون با این بازیشون،موسوی سرویس میزنه خطاب به موسوی: خاک تو سرت،داداش میرزا سرویس میزنه:خاک تو سرت،داداش فرهاد سرویس میزنه: خاک تو سرت زمان استراحت دوم:بابام دستشویی کولر روشن خواب جلوی تلویزیون...

من:بابا به خدا این یکی(داداش فرهاد) یه بار سرویس خراب کرد:+زمان استراحت دوم بازی اصلا دیگه من با شما هیچ صنمی ندارم منظور(داداشای والیبالیستم)                                                  

خواهرم:

ست سوم:

مامانم:افرین مجتبی جان،دیگه کمکم داره دندوناشون دیده میشه،وای خدا فرهاد رو نگاه کن ولش کنی الان میرقصه،زمان استراحت دوم:فرهاد دیگه قر تو کمرش مونده نمیتونه خودش رو کنترل کنه،خوب صلوات بفرستید تا همین فاصله رو حفظ کنیم...

من:(بابام تو قعر خواب)بابا بابا پاشو پسرات بردندمن درحالت بشگن زدن و:24::ohqnwm3cezxqhn9v007::ohqnwm3cezxqhn9v007:

بابام:از خواب میپره دور و بر رو یه نگاه میکنه خاک تو سرشون و بعد تیکه کلامش (من دارم میمیرم سوادبه) یعنی من نمیفهمم چرا بابا تا چشماش رو باز میکنه این رو میگه

خواهرم::zihr8t5ox49jw9zfwin:

ست چهارم:

مامانم:وای خدا فرهاد یکی بگیره جانت بگردم(این یه جمله دامغانی بود):dصلوات بفرستید تا ببریم

من::24::24::24::24:عاشقتونم داداشیااااااااااا دیفونه اون حرکتای موزونتم داش فرهاد:28:

خواهرم:دلم میخواد جیغ بزنم البته بازم با همون قیافه هااااا

ست پنجم:

مامانم: هیچی نگوووو هیچی نگوووو فقط صلوات بفرست

بابام:خوااااااا پییییییییییییییییییییییییییش

من::9339wsdiicv0nraq1jba::vracfixqlcdn13h8wdg::ohqnwm3cezxqhn9v007::ohqnwm3cezxqhn9v007::m7gnfphknr9uyjyvj70:حتی اگه ببازیمم مهم نیس چون خیلی شیک بازی کردیم.....

خواهرم::30:بعضی دقیقه ها هم اینجوری:d

 

خوب جا داره من از تمام داداشای گل والیبالیستم تشکر کنم یعنی عاشق همتونم گل کاشتین گل                                                            :m7gnfphknr9uyjyvj70::m7gnfphknr9uyjyvj70::m7gnfphknr9uyjyvj70::m7gnfphknr9uyjyvj70::m7gnfphknr9uyjyvj70::m7gnfphknr9uyjyvj70:

دمتوووووووووووووووووووووووون قیژژژژژژژژژژژژژژژژژژژ:28:واقعا حقتون فقط فقط فقط قهرمانیه قهرمانان بزرگ

                     :19::19::19::19::19::19:

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت 11:37  توسط N2SHK  | 

خوشبختی

 خوشبختی: یعنی اینکه خدا آنقدر عزیزت کنه

که تو مایه آرامش دیگری بشی......

من چقدر خوشبختم....... :=)

 

پی نوشت: خدا جون هوارتا تشکر بهت بدهکارم اصلا میدونی چیه مخوام بیام محکم بغلم بگیرمت بگم دمت گرم رفیق بهتر از تو هیچ جای هیچ جا پیدا نمیکنم

 

G

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم شهریور 1393ساعت 9:24  توسط N2SHK  | 

آی خدا جونم...

آی خدا جونم داشتم مثلا با تو درد دل میکردماااااااا 2تا تشکر بهت بدهکارم

1-ممنونم که گذاشتی برم پیش امام رضا

2- ممنونم که باز گذاشتی هرکی که نوشته هام رو خوند باز بشینه با خودش قضاوت کنه من رو به بنده به بار حرف که مشکلت چیه؟؟؟میشه لطفا با بازخواست هاتون انقدر من رو کفری نکنین مجبورم نکنید بگم من خوبه ام همه نوشته هام رو الکی نوشتم لطفا

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم شهریور 1393ساعت 10:21  توسط N2SHK  | 

حال من خوب است اما تو باور نكن…

میخوام بنویسم اما دستم به قلم نمیاد سخته بخوای حرف بزنی از حال خرابت، سختر از اون اینه که بخوای توضیح بدی برای ادمایی که هیچ اشتیاقی برای شنیدنش ندارند راسته که میگند گاهی سبک نشوی سنگین تری

وای خدا چقدر دلم برای خودم و خودت تنهای تنهای توی یه شب بارونی تنگ شده اینکه من های های تو دامن تو گریه کنم تو هم بگی عیبی نداره عزیزم من که هستم هرچقدرم که بگذره هرچقدرم که همه عوض شند من باز همون خدای خودتم همون رفیق همه سالت که هیچ وقت نبوده که نباشم....

آی خداجونم ممنون که هستی میدونم خیلی بدم ولی خوبیه تو من رو بس خجل کردهشرمنده ام به خودت قسم

اوووووووف این روزا خیلی سخت میگذره میگم سخت یعنی خیلی اونقدر زیاد که حال و حوصله زندگی اصلا ندارم میدونی چی این رو برام سختر کرده اینکه تظاهر کنم نه من خوبه ام هیچی نیست، ولی در حقیقت اینه که هیچی نیست که بخواد خوبم کنه....این روزا همینجوری میگذره بدون حتی کوچکترین تغییری دلم واسه روزای خوب تنگ شده

نمیدونم دوباره این روزا میاد یا نه، اگه میاد باید تا چند وقت منتظر اومدنش بشینم....تو این اوضاع جدا شدن از بهترین دوستام که عاشقشونم هم این روزا رو درست مثه یک قهوه تلخ بدون شکر کرده قهوه ای که مجبورم تا اخرش رو سر بکشم کاش میشد انقدر قوی شم که بدون توجه به ترسم تو مدرسه پیش دوستام بمونم میدونم الان درباره ام چی فک میکنید ولی باور کنید من ترسو نیستم میرم چون نمیخوام دوستام رو اذیت کنم،مسخره است میدونم ولی من میترسم و هرشبم دارم کابوس میبینم اره درست خوندی کابوس میبنم کابوس ،مسخره نکن امیدوارم تو شرایط من هیچ وقت هیچکدومتون قرار نگیرید چون واقعا توضیحش واسه بقیه خیلی خیلی سخته وللش اصلا دیگه نمیخوام درباره این موضوع فک کنم...

این روزا خوندن زیستم قوز بالا قوز شده اخه دارم تغییر رشته میدم میخوام کلا همه چیزم رو عوض کنم میدونم این فقط فرار از مشکله ولی میخوام فرار کنم من همین جا رسما اعلام میکنم کم اوردم دیگه نمیتونم قوی باشم

وای کله پوکاااا کجایید؟؟؟ الان سخت به حضورتون احتیاج دارم نمیتونم بگم دلم براتون تنگ شده دیگه دلم براتون پوکیده باس باشید دوتا بزنید پس سرم شاید که به خودم بیام.....مثلا میخواستین 10 روز بیاین اینجاهاااانامرداااا تو بد شرایطی تنهام گذاشتین

بچه هاااا سخت برام دعا کنید باس حتما زیستم رو عالی بدم تا برم مدرسه ای که دلم میخواد تو رو خدا نصیحت نکنید وضعیتم بدتر از ایناست که بخوام نصیحت بشنوم

شیوایی دخمل نازم، قل قلای عزیزم، مهسایی دخمل مهربونم، ریحانه نوه گلم ،مریم داداش تک خودم،سمانه داداش عاشق سریه خودم،فاطمه ای،منیره دوماد کله شق عزیز خودم،دلم براتون خیلی تنگ میشه خیلی باور کنید من شما رو ول نکردم فقط جسمم رو ازتون دور کردم وگرنه روحم همیشه با شماست این رو خیلی جدی گفتم بدون هیچ اغراقی و شعاری واقعا دلم براتون تنگ میشه حتی واسه ناراحتی و نگرانی های بی مورد تو سه نقطه...برام دعا کنید رفقااااا سخت به دعاتون محتاجم

                                                                        G

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت 19:44  توسط N2SHK  | 

مطالب قدیمی‌تر