دلتنگ دوست
دلم اغوشی میخواهد که نه مرد باشد و نه زن
خدایا :زمین نمیایی؟؟؟؟؟؟
...................................................................
خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت: یادت می اید تورا با دو
بال و دو پا افریده بودم؟ زمین و اسمان هر دو برای تو بود.اما تو اسمان را
ندیدی.راستی عزیزم، بال هایت را کجا گذاشتی؟ انسان دست بر شانه هایش
گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. ان وقت رو به خدا کرد و گریست.
G
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۱ ساعت 17:5 توسط N2SHK
|