وای خدا باورتون میشه بالاخره بعد از 5 هفته امتحان دادن امتحانامون تموم شدینی دقیقا قیافه ی من مثله تام در لحظه ای که دیگه امیدی برای گرفتن جری نداری شده بود http://mahsae-ali.blogfa.comینی عین این مرده های متحرک http://mahsae-ali.blogfa.com

بعد از  خلاصی از دست این امتحاناتhttp://mahsae-ali.blogfa.com

معلم شیمی مون میگه خوب بچه ها حالا که امتحانا  تموم شد  پنچ شنبه جمعه رو استراحت کنید تا شنبه فصل جدید شیمی رو امتحان بگیرمhttp://mahsae-ali.blogfa.com ینی در این لحظه همه ی بچه ها دلشون میخواست جفت پا برن تو حلق این معلمhttp://mahsae-ali.blogfa.comکه خودش سریع فهمید گفت نع  منظورم شنبه ی هفته ی بعد بودhttp://mahsae-ali.blogfa.com

خلاصه همه ی امتحانات یک طرف اتفاقاتی هم که افتاد یه طرف دیگهhttp://mahsae-ali.blogfa.com

فک میکنم کلا خدا افتاده بود تو خط حال گرفتن از من یکی بوخداhttp://mahsae-ali.blogfa.com

تو این گیر و دار یه خانمه ی بی شعور که دلم میخواست بزنم تو دهنشhttp://mahsae-ali.blogfa.com

فقط حیف که به گوشیش نیاز داشتم وگرنه همین کار رو میکردمhttp://mahsae-ali.blogfa.com

اصلا بزارین از اول بگم بابا ما یه روز کلید خونه رو جا گذاشتیم از شانس ما هم همون روزی بود که من ساعت 12 تعطیل میشدم و بقیه ساعت 2 میومدن خونه http://mahsae-ali.blogfa.com

هیچی دیه من به دوستم گفتم رسید خونه به مامانم زنگ بزنه بگه من پشت درمتا اون رفت یادم افتاد که ا مامانم گوشیش خرابهhttp://mahsae-ali.blogfa.com هیچی دیگه عین اسکولا 20 دقیقه پشت در موندم

که یه دفعه یک خانم که دستش گوشی بود داشت رد میشد و چپ چپ نگاه میکرد منم فرصت رو غنیمت شمردم  بهش گفتم ببخشید خانم میشه با گوشیتون یه زنگ به پدرم بزنم بیان دنبالمhttp://mahsae-ali.blogfa.com

اول که خانم گفتند تک بزنم تا پدر خودشون تماس بگیرند بعد منم خواستم بگم اخه نابغه شماره تو رو که نمیشناسه بهت زنگ بزنه http://mahsae-ali.blogfa.comدوباره گفت پس اس ام اس بده http://mahsae-ali.blogfa.comهیچی ما گیر یه ادم خسیس افتاده بودیم که نفهم هم بود http://mahsae-ali.blogfa.comبعد گفت اس ام اس بده اگه جواب ندادند زنگ بزن هیچی دیگه بعد شروع کرد در اوردن شجرنامه  ی ما http://mahsae-ali.blogfa.com

منم که دوهزاریم افتاد دلم خواست گوشی رو تو حلقش کنمhttp://mahsae-ali.blogfa.com بعد که دید من عصبانی شدم کارد بزنن خونم در نمیاد گفت بوخدا داداشم پسر خوبیه تو نیروی انتظامی کار میکنهhttp://mahsae-ali.blogfa.comمنم خواستم بگم خوبه که خوبه به من چه  http://mahsae-ali.blogfa.comخدا ببخشش براتون http://mahsae-ali.blogfa.comشانس اورد که شوهر عمه ام رسید خواست بره فروشگاه وگرنه معلوم نبود تا چند دقیقه یhttp://mahsae-ali.blogfa.comدیگه من این خانومه رو زنده میزاشتمhttp://mahsae-ali.blogfa.com

بی شخصیت ول کنم نبود گفت حالا من بعدظهر میام شاید مامانت عروست کردhttp://mahsae-ali.blogfa.comاین جمله رو که کفت یه لحظه فک کردم کوز تمhttp://mahsae-ali.blogfa.comhttp://mahsae-ali.blogfa.comهیچی دیگه بابای ما هم که انگار تو ترافیکه نیویورک گیر کرده

مگه میومدhttp://mahsae-ali.blogfa.comشوهر عمه ام اومد جلو این خانم هم رفتhttp://mahsae-ali.blogfa.com پدر گرامی هم بعد 1:30 رسیدن ینی دلم میخواست بگیرم خودم رو بزنم تو عمرم ادم به این پرویی ندیده بودمhttp://mahsae-ali.blogfa.com

در این ماه نحس ترین روزای عمرم رو گذروندم کیمیای بی شخصیت هم تا میخواد من رو اذیت کنه میگه اگه این کارو نکنی میگم این خانومه بیاد ببرتاااhttp://mahsae-ali.blogfa.com


راستی نگینی تو اخر تولد میگیری یا نع؟؟؟؟؟؟؟؟http://mahsae-ali.blogfa.com


راستی لطفا یه دعا هم در حق من بکنین همه دستا بالا بلند بگین امین http://mahsae-ali.blogfa.com

خدایا همون طور که تو شیک و مجلسی حال من رو همه جوره گرفتی کمک کن تا منم حال هفت نفر رو نع همه جوری ولی یه جوری که دلم خنک شه بگیرم چون واقعا کفریم میکنن http://mahsae-ali.blogfa.com

                                                                                                               الهی امین......http://mahsae-ali.blogfa.com

                          G