راهیان شربت و شیرینی نیمه شعبان
این پست درباره ی سفر به تهران و نیمه شعبان پر ماجرای ما چهار کله پوکه تقریبا از اول تابستون بود که اس ام اس بازی های ما شروع شد همه منتظر بودیم که بالاخره یک جایی همدیگه رو ببینیم حلا اونجا میتونه تهران باشه دامغان باشه یا نیشابور بالاخره در 12 تیر ماه من و کیمی از نیشابور به تهران رفتیم اون روز فکر کنم روز ترکیدن بمب اتم بود شب اول رو تو خونه ی خاله جون سهیلا (مامان شکی)بودیم من تا صبح با دی وی دی پلیر شکی فیلم کره ای دیدم هر چند تکراری بود ولی دوباره با دیدنش کلی حال کردم فردا صبح نگین هم به ما پیوست و برنامه من برای خوردن غذا با چوب اغاز شد بیچاره ها تا لحظه اخر که از تهران در اومدیم دو سه کیلو وزن کم کردیم چون سرو هر گونه مواد غذایی با چوب بود برای مثال لوبیا پلو با ماست شب دوم هم در اتاق شکی اتراق کردیم و با اصرار زیاد نگینم اونجا نگه داشتیم اون شبم من و نگین تا ساعت 7 صبح فیلم دیدیم خیلی حال داد چون فیلمشم قشنگ بود ولی حیف که دیگه چشمامون توانایی دیدن اخرین سی دیش رو نداشت تقریبا میشه گفت چشمامون به رنگ خون شده بود از بی خوابی ............برای ناهار به خونه نگینی رفتیم اونجا ها هم خیلی کیف داد اون روز تولد زن دایی جون منظر (مامان نگینی) و نیمه شعبان بود .برای خرید کادو من ونگینی تا گل فروشی رفتیم چهار شاخه گل رزگرفتیم تولد که تموم شد مجلس گرم کنمون یعنی نیایش خواهر نگینی که مهر بیاد وارد دو سالگی میشه دست از سر ناری ناری برداشت و سر جاش نشست اون شب به هوای شربت و شیرنی نیمه شعبان از ساعت 7 شب پیاده از خونه زدیم بیرون و 1 نصف شبم مثل لشکر شکست خورده پیاده کل راه و برگشتیم حالا شما تصور کنید چقدر راه رفتیم نگین که چند روزی سرما خورده بود توی راه اونقدر سرفه کرد که حالش بد شد منم از بس پام درد گرفته بود کفشامو در اوردم و بدون کفش توخیابون راه میرفتم شکی کله پوک هم خواست حال ما دوتا رو به بزرگتر ها بگه گفت نگین حالت تهوع داره ندا هم دردش گرفته کله پوک منظورش پام بود بالاخره بعد کلی راه رفتن به خونه رسیدیم اون شب زن دایی جون ماکارونی درست کرده بود که ماهم بتونیم با چوبامون بخوریم ولی از خستگی زیادخوابیدیم و به ماکارونی هم نرسیدیم نمیدونم دایی جان حمید چه کفشی پاش بود که انگار خسته نبود که دوباره تصمیم به رفتن به بیرون گرفت ولی قبل از اینکه رای گیری کنه همه هلاک پخش زمین شدن با این حال شب به یاد موندنی برای همه شد.
G,J,Y